شيخ ذبيح الله محلاتى
403
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
گفتند مگر تو غيب مىدانى گفت نه و ليكن مصاحبى از جن دارم كه از ملائكه سخنان مىشنود و مرا خبر مىدهد . پس جميع زنان را به مسجد حاضر كردند مگر آمنه و فاطمه بنت اسد كه عبد اللّه و ابو طالب آنها را مانع شدند چون زنان حاضر شدند سطيح گفت مردان از زنان جدا شوند و زنان نزديك من آيند چون زنان نزديك او رفتند و نظر كرد بسوى ايشان خاموش شد او را گفتند چرا تكلم نكنى سطيح نظرى بسوى آسمان كرد و گفت سوگند مىخورم بحرمت خانهء كعبه كه شما دوتاى از زنان را نياورديد كه يكى حامله است بفرزندى كه هدايت خواهد كرد مردم را به راه رشاد و خير و سداد و نامش محمد است و ديگرى حامله خواهد شد بپادشاه مؤمنان و سيد اوصياء پيغمبران و وارث علوم انبياء و مرسلان . چون آمنه و فاطمه را حاضر كردند سطيح در ميان زنان اشاره كرد بسوى آمنه و بآواز بلند فرياد كرد و گريست و گفت اين زن است كه حامله است به پيغمبر برگزيده و رسول پسنديده . پس آمنه را پيش طلبيد و گفت آيا حامله نيستى آمنه فرمود چرا حامله باشم سطيح فرمود اكنون يقينم بگفته خودم زياد گرديد اين است بهترين زنان عرب و عجم و حامله است به سيد امم و هلاككننده هر صنم واى بر عرب از او بتحقيق كه ظهورش نزديك شده است و نورش هويدا گرديده است گويا مىبينم مخالفانش را كشته و در خون آغشته در ميان خاك افتادهاند خوشا حال كسى كه تصديق او بنمايد و به او ايمان آورد كه رسالت و ملك و سلطنت او عرض زمين را فروگيرد . پس بجانب فاطمه ملتفت شد و نعره بزد و بىهوش گرديد چون به هوش آمد بسيار گريست و بآواز بلند گفت اين است و اللّه فاطمه دختر اسد مادر امامى كه بتها را بشكند و اميرى كه شجاعان را به خاك هلاك افكند و در عقلش هيچگونه خفت نباشد و هيچ دليرى تاب مقاومت او نداشته باشد او است فارس يكتا و شير خدا و مسمى بعلى مرتضى و او است امير المؤمنين پسر عم خاتم انبياء آه آه گويا مىبينم چه شجاعان به خاك هلاك افتاده و دليران را سينهچاك كرده و بتكدهها را خراب كرده است .